مدیران از قهرمان جهانی اسکیت برخورد با تردید را می‌آموزند

ارسال شده در: اخبار جهان | 0

قهرمان سابق اسکیت روی یخ، ناتالی پشالا، زندگی حرفه‌ای جدید خود را به عنوان مربی کسب‌و‌کار آغاز می کند. خانم پشالا تا کنون دو بار قهرمان مسابقات جهانی اسکیت روی یخ بوده است. او اکنون با برگزاری سخنرانی‌های مختلف برای شرکت‌ها و توضیح این که شک و تردید چه نقشی در پیروزی های او داشته‌اند، تجربیاتش را با دیگران سهیم می‌شود.

وی برای مخاطبان خود توضیح می‌دهد که قهرمانان جهانی، لزوما ابرانسان‌هایی نیستند که ما تصور می‌کنیم. آن ها هم مثل سایر مردم هستند که برخی از عادات خود را تغییر داده‌اند. این قهرمانان انگیزه بسیار قوی دارند و می توانند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و به بالاترین درجات در حرفه خود برسند. اما  آنها هم مثل سایرین، فشار روانی زیادی را تجربه می‌کنند؛ گاهی لبریز از ترس و وحشت می‌شوند و گاهی شک و تردید در لحظاتی سرنوشت ساز بر آنها چیره می شود.

ناتالی پشالا که در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ موفق به دریافت مدال برنز در مسابقات جهانی اسکیت روی یخ شده است، این احساسات را به خوبی می شناسد. هنگامی که در سال ۲۰۱۴ نفر چهارم در بازی های المپیک سوچی شد، یاس عمیقی را تجربه کرد. شک و تردید، چه بعد از شکست‌هایش و چه بعد از پیروزی‌هایش، هرگز او را رها نکرده است. او در این باره می‌گوید: «انگیزه قوی مرا به پیش می‌برد و قوه محرکه‌ایست که باعث می‌شود افسوس نخورم».

این تجربیات از او فرد نیرومندی ساخته است. او که از سه سال پیش برای شرکت ژان دوژردن فعالیت تبلیغاتی انجام می‌دهد، اکنون درباره همین تجربیاتش سخنرانی می‌کند. او که به تازگی مادرش شده است، تا وقتی دخترش، ژان، دو ساله شود، فعالیت جدیدی را جایگزین حرفه ورزشی خود کرده است و سعی می‌کند به مدیران شرکت‌های مختلف برخورد صحیح با تردیدهای‌شان را آموزش دهد. به عقیده خانم پشلا، ما بیشتر اوقات شک و تردید را دشمن خود می دانیم اما مهم این است که بتوانیم احساس گناه نکنیم و خود را زیر سوال نبریم. این که با کنار گذاشتن تصاویر منفی بتوانیم، ترقی کنیم و همیشه حرکتی رو به جلو داشته باشیم، به اعتقاد وی بهترین راه حل نیست: روشی که بسیاری از فرانسوی‌ها در فرهنگ خود سعی می کنند دنبال کنند. او می گوید: «تردید هم چون ابر بزرگ و سیاهیست که می‌خواهیم از آن رها شویم اما نباید آن را به چشم یک ضعف قلمداد کنیم. شک و تردید ما را ترغیب می کند که مواضع خود را حفظ کنیم و انتخاب را برایمان آسان می کند».

از قهرمانان مدیریت زمان را بیاموزید

به گفته ناتالی پشالا، شک کردن یعنی این که بتوانیم در لحظه انتخاب کنیم. هر چه به لحظه پایان نزدیک‌تر می‌شویم ، جای کمتری برای تردید باقی می‌ماند. لحظات قبل از امضای یک قرارداد، درست مثل همان لحظات قبل از رفتن روی پیست یخ هستند: این لحظه دیگر برای تردید خیلی دیر است و باید بتوانید آن را از خود برانید. دیگر وقتی برای فکر کردن نمی‌ماند. پس از آن برای اینکه خود را سرزنش کنیم وقت بسیاری خواهیم داشت. یک ورزشکار یا هنرپیشه برای داشتن اجرایی موفق بهتر است پرسش های خود را دو ماه قبل از بازی یا اجرای مهم خود مطرح کند نه این که درست یک روز قبل از آن یادش بیفتد.

درست پس از یک شکست یا بازی ناموفق باید از خود سوال‌ بپرسیم تا در آینده عملکردمان را بهبود بخشیم. پس از یک پیروزی یا بازی موفق نیز، باید نظرات مخالف را نیز در نظر بگیریم و فقط تشویق‌ها را ملاک قرار ندهیم. ناتالی به عنوان یک مربی می گوید: «پس از دریافت عنوان قهرمانی جام اروپا و شادی این پیروزی از خود پرسیدم، چگونه می‌توانم این رکورد را دوباره به دست آورم؟ چگونه می توانم خود را نقد کنم و گزینه‌های جدید هنری من چه خواهند بود».

به عقیده ناتالی چیرگی چنین احساسی بر انسان می‌تواند خیلی سازنده باشد.

زمانیکه که یاد گرفتیم به تردیدهایمان گوش دهیم و قبولشان کنیم، خواهیم توانست آنها را با اعضای تیم و همکاران به اشتراک بگذاریم. این جاست که نقش کلیدی مدیر نمایان می‌شود: او کسی است که می‌تواند شک و تردید را به ارزش افزوده جمعی تبدیل کند. مدیر خوب تنظیم کننده میزان اعتماد در یک گروه است. او باید انسانیت، همدلی و انسجام را برای گروه خود به ارمغان بیاورد. قبل از اینکه با پرسش‌های اعضای گروهش به چالش کشیده شود، باید گفتگویی را با آنها ترتیب دهد که باعث پیشرفت خود و سایرین خواهد شد.

یک رفیق راه

چگونه عمل کنیم تا از لحظات شک و تردید رنج نبریم و نگذاریم جسم و روح ما را فلج کنند؟ ناتالی در پاسخ به این سوال می گوید: «باید به این شک وجهه انسانی بخشید و فریبش نداد. باید تردید را همچون شریکی فرض کنیم که با او رابطه‌ برابر داریم، نه اینکه در جایگاهی برتر قرار دارد. باید یاد بگیریم در صورت لزوم دعوتش کنیم و با او صحبت کنیم. و اگر هنوز آمادگی آن را نداریم، در را به رویش محکم ببندیم. مثل یک دوست یا همکار به او بگوییم: اکنون نمی توانم با تو صحبت کنم اما در زمان دیگری این کار را خواهیم کرد».

باید بتوانیم قبل از این که شک و تردید حضورش را بر ما آشکار کند، به بهترین وجه ممکن صدای پایش را بشنویم. اگر یاد بگیریم، تردیدهایمان را بپذیریم، مورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم و در زمان مناسب به آنها گوش کنیم، دیگر هیچ دلیلی وجود نخواهد داشت که نتوانیم آن را به موقع از وجودمان بیرون کنیم.